تبلیغات
همزاد رستگاران - یک بام دو هوا
همزاد رستگاران
ظهور به دست من و تو است که تحقق می یابد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
دعای عظم البلا
درباره وبلاگ


سلام
من و تو اینجاییم تا با همت و اراده و باورمون بتونیم در مسیر سبز ظهور گام برداریم.
اگر چه می دونیم گنه کار و رو سیاهیم اما دل دادیم و چیزی رو که دادیم پس نمی گیریم.
مولای من خودت کمکمون کن تا بیام تو راه و بشیم جز یاوران واقعیت.

خادم وبلاگ : مهدی رجبیان
کلیپ روزانه وبلاگ
دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
تقویم وبلاگ
تاریخ روز
سلام دوستای گلم . میدونم میدونم دلتون برامون تنگ شده :) خب دل ما هم براتون شده قد دل گنجشک . 

بعد مدتهـــــــــــــــــــــــــــــا ی مدید رفته بودم کتابخونه ، اونم کتابخونه حرم . سر ظهر بود که خسته شده بودم و یک کتاب تفننی برداشتم و اومدم تو حیاط کتابخونه نشستم . کمی که گذشت صدای "لا اله الا الله" گفتن رو شنیدم . 
یک لحظه برام جالب اومدم که پاشم و هم مسیر عزادار ها در مراسم تشعییع مرحوم یا مرحومه شرکت کنم . (البته بعدا معلوم شد مرحوم بودند . که خدایشان بیامرزد ) حالا که نام بردم شما هم برای شادی روح ایشون و رفتگان جمع یک صلوات بفرستید لطفا . 
آقا بفرست دیگه .

میگم بفرست ، همی الان ، بگو چشم .

خلاصه لحظاتی بعد خودم رو تو جمع تکبیر گویان ، پا به پای جنازه متوفی دیدم . جنازه رو وارد صحن کردند ، رو به گنبد آقا بر روی زمین گذاشتند ، عزاداران به ولی نعمتشون سلام دادند ، دعا خوندند و دوباره جنازه بر روی دست بلند شد .
بلند بگو "لا اله الا الله "
به حرمت و شرف "لا اله الا الله"
لا اله الا الله ، لا اله الا الله ...
کم کم خودمو میدیدم که روی دستهای مردم روان شدم .  صدای گریه ها و فریاد لا اله الا الله  قاطی شده بود . 
رسیدیم به پله های ورودی قبرستان ، جنازه رو از بالای شونه ها پایین آوردن و با ذکر پیوسته ی صلوات از پله های قبرستان آرام آرام پایین میرفتن .
انگار تلو تلو خوردن های تابوت رو هم حس می کردم . خودم بودم که می بردنم . به خودم میگفتم آره نوبت تو هم میرسه آقا مهدی .
همینطور که نوبت تمام اینهای که اینجا خوابیدن رسیده ،
همینطور که نوبت تمام زنده های دیگه خواهد رسید . پیر ، جوون ، بیمار یا شایدم سالم سالم ...  
تو یک لحظه . فقط یک لحظه کوچیک .
جنازه رو روی زمین گذاشتند . هادی مراسم اشاره کرد که چون وارد قبرستان شدیم دعای سلام اهل قبور رو بخونیم . 

سلام بر اهل‏ دیار از مؤمنان و مسلمانان،شما پیشروان ما بودید،و ما هم انشاء اللّه به شما ملحق مى‏شویم.
اى پروردگار این ارواح فناپذیر و پیكرهاى پوسیده و استخوانهاى خاكسترشده‏اى كه از دنیا خارج شدند،درحالى‏كه مؤمن به تو بودند،نسیم رحمتى‏ از جانب خود،و سلامى از من بر آنان وارد كن.
سلام بر اهل لا اله الا اللّه،از اهل لا اله الا اللّه....، چگونه یافتید سخن لا اله الا اللّه،... ، بیامرز هركه را گفت لا اله الا اللّه ...

میگن اگه هنگام دفن 40 نفر شهادت بدن
 که متوفی آدم خوبی بوده ، به بهشت میره . 
هادی اسم متوفی رو برد و از مردم خواست شهادت بدن که متوفی چگونه آدمی بود ؟
آدم خوبی بود ، خداوند بامرزد .
آدم خوبی بود ، خداوند رحمت کند.

با خودم گفتم اگه نداشته باشم چی ؟ اگه موقع مرگم اونقدر پیش مردم بی آبرو باشم که کسی برام شهادت خوب بودن نده چی ؟؟؟
چقدر عاشقانه زندگی کردم ؟ چقدر دل به دست آوردم و چقدر دل شکستم ؟؟
با حرفم ، با بی اعتناعی ، با مسخره کردن ؟  روزی چند تا دل شکستم ؟ 
چند تا گل هدیه دادم ؟ دل چند نفر رو بدون چشم داشت شاد کردم ؟  به کیا با رفتار درست ارزش انسانی بخشیدم و کیا رو خیلی راحت مورد تمسخر و توهین قرار دادم ؟ 

جنازه دوباره بر روی دست بلند شد ، اینبار با ذکر حسیــــــــــــــن . 
یا حسیــــــــــــــــن ، یا حسیــــــــــــــــــــــــــن

آره دیگه ارباب اگر اینجا به داد غلامش نرسه که ...
دلم شاد شد که خدا رو شکر وقتی رفتیم روی دست یکی رو داریم که نجاتمون بده .

ولی غلام ، دوباره غم نشست تو دلم . آخه غلام که دل اربابشو نمیشکونه . 
غلام که نافرمانی اربابشو نمیکنه .
غلام که آبرو اربابشو نمیبره ....

دلم گرفت ، همه جا ساکت شد ، تنها شدم تنها و ساکت مثل تنهایی قبر ...
خدایا ، خداجونم اگر کسی شفاعتمو نکنه چی ؟؟؟
اگر به خیال توبه هی گناه کردم ، هی گناه ، هی گناه . هی دوری ، هی بیخیال خدا ولی آخرش فرصت توبه پیدا نکردم چی ؟ 
اصلا اون موقع روم میشه اسم امام حسین رو ببرم ؟

هی گناه هی دوری ، هی گناه هی فاصله از امام زمان . 
خدایا نکنه ی روزی بشه برسه نشناسم مهدی فاطمه (عج) کیه.
خدایا من نمیخوام این زندگی رو اگه قرار باشه تهش اینطوری تموم بشه . خدایا تا من حب امام زمان تو دلمه منو بکش ، تا هنوز حسین (ع) رو میشناسم منو بمیران .

اما یک بام و دو هوا ، یک دله و هزآآآآآآآآآآآآر تا دلبر . هزار تا گناه میاد حسین (ع) میره ، عشق خوشگلی میاد ، امام زمان (عج) میره . 
اِه  خدایا چرا اینطوری میشه ؟ چرا هی اینا که میان اونا میرن ؟
خب من همه رو با هم میخوام .  میخوام نماز نخونم ولی امام حسینم رو داشته باشم .
تو خیابون نامحرما و دخترا خوشگل رو دید بزنم ولی خب حضرت عباس رو هم دوست داشته باشم .
آرایش بکنم و تیپ بزنم و ژیگول بیام تو خیابون ولی حضرت زهرا رو هم میخوام خب . 

خدایا عجب دل خرابی به ما دادی ها . چرا اینا نمتونن کنار هم بمونن ؟ 

یکم بیشتر فکر کردم . فهمیدم  نع نمیشه . بی نمازی و حسین ، بی غیرتی و عباس ، بی حیایی و زهرا (س) .
نچ اینا با هم جمع شدنی نیستن . مثل تاریکی و نور ، خب معلومه پسر خوب وقتی نور بیاد تاریکی از بین میـــــــــــــــره.

تا رسیدن به قبر از قبل آماده شده هادی دستور میداد تا هر چند قدم جنازه رو زمین بذارن و کمی تأمل کنند تو بردنش ، تا روح و بدن از دور با خونه ی قبر مأنوس بشن .

لحظه ی آخرین وداع رسید  ، پارچه صورت رو کنار زدند .
بچه ها ، نوه ها ، محارم جلو اومدن تا برای آخرین بار خداحافظی کنند .  دیگه تموم شد .
جنازه رو از توی تاپوت در آوردند و سراشیب کردند داخل قبل . 
آخرین  لحظات پایانی بود ، تموم شد همه عزت ها و غرور ها ، همه ثروت ها و خوشی ها ، لذت ها زودگدر و گناه ها ، حرص و جوش زدن ها و طمع ورزیدن ها .
جنازه وارد قبر شد و تلقین ...

آیا بر آن پیمانى كه از ما بر پایه‏ آن جدا شدى مى‏باشى،از گواهى بر اینكه معبودى جز خدا نیست ... ،،و قائم حجت مهدى(درودهاى خدا بر ایشان) امامان مؤمنان،و حجّتهاى خدا بر همه آفریدگانند،و امامانت امامان هدایت و نیكانند.....
اَفَهِمْتَ یا فُلانُ 
اَفَهِمْتَ یا فُلانُ 
...

آره معلومه که من به خدا ایمان دارم . معلومه من  ائمه رو دوست دارم و قبولشون دارم ، من شیعه ام نماز میخونم ...
اما یه چیزی تو دلم میگه : مگه فقط به گفتنه ؟ باید تو عمل ثابت می کردی.
ی عمر شیعه بودی ولی نفهمیدی احترام به دیگران و شخصیت دیگران یعنی چی .
ی عمر شیعه بودی ولی تو همه ی امور دنیات فقط خودتو دیدی و بر اساس منافع شخص خودت عمل کردی ، از صف فلان و فلان گرفته تا ...
ی عمر شیعه بودی ولی با چرب زبونی و دروغ نون درآوردی واسه زن و بچه ات .

سنگ لحد رو میذارن و همه میرن و فقط ما میمونیم و اعمالمون .

خداجونم ، این دل دو دله ما رو آدم کن که هواش فقط بشه ی هوا . نفس بشه ی نفس 
خداجونم امروز بهمون یادآوری کردی که آره منم خواهم مرد ، شاید ی لحظه دیگه شاید چندین و چند سال دیگه  به من با قرار دادنم تو اون موقعیت 
و به دوستانم با خوندن ین مطلب . و همه ی ما میدونیم که این هدیه ی امروز تو بود بهمون و از هدیه ات متشکریم .

خدایا اگر با خوندن این مطلب داغ دل بعضی از دوستام از در گذشت امواتشون تازه شد ، بهشون صبر بده و اموات اونا و همگی ما رو بیامرز ، خودمونم تا نیامرزیدی نمیران .
الهی آمین 

خداجون ما میخوایم آدم باشیم کمکمون کن گناه نکنیم و توبه کنیم از امروز.

اَللَّهُمَّ اِنَّهُ یَحْجُبُنى عَنْ مَسْئَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ، وَ تَحْدُونى 
پروردگارا سه خصلت مرا از اینكه چیزى از تو بخواهم بازمى‏دارد، و یك خصلت مرا به درخواست از 
عَلَیْها خَلَّةٌ واحِدَةٌ: یَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ، وَ نَهْىٌ 
تو ترغیب مى‏كند، آن سه عبارت است از امرى كه به آن فرمان داده‏اى و من در انجامش كندى كردم، و 
نَهَیْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَیْهِ، وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرْتُ 
كارى كه مرا از آن نهى نمودى و به سویش شتافتم، و نعمتى‏كه به‏من بخشیدى ولى در شكر گزاریش 
فى شُكْرِها. وَ یَحْدُونى عَلى‏ مَسْئَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى‏ مَنْ اَقْبَلَ 
كوتاهى كردم. اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغیب مى‏كند احسان توست به آن‏كه با نیّت پاك 
بِوَجْهِهِ اِلَیْكَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَیْكَ، اِذْ جَمیعُ 
به تو روى آورده، و از طریق خوش گمانى به درگاه تو آمده، زیرا كه تمام احسانهایت از 
اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ وَ اِذْكُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدآءٌ، فَها اَنَاذا، یا اِلهى، 
روى تفضّل است، و نعمتهایت همه بى‏سبب و بدون سرآغاز.

صحیفه سجادیه دعای 12 ام 

اعتراف به گناه







نوع مطلب : ترک گناه و خودسازی، 
برچسب ها : مرگ، آخرت، یک بام دو هوا، مردن،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 19 مرداد 1393
یکشنبه 19 مرداد 1393 11:25 ب.ظ
سلام.ممنونم.خیلی عالی بود.
بله یک بوم دو هوا نمیشود.همانگونه که آب و روغن هیچ گاه در هم حل نمیشوند.
خدا صاحب دلی که 6 دانگش را به نامش نزد نمیشود، ولی وقتی صاحب دلی شد آنوقت است که به آن دل صفا میدهد، وفا میدهد.نور میدهد، شور میدهد.شرح صدر میدهد.خوشا به حال آن دل.
مهدی رجبیانسلام
خواهش میکنم ممنون
واقعا خوشا به حال آن دل
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





وضعیت آنلاین بودن یاهو خادم وبلاگ
وضعیت یاهو مذهبی
نظرسنجی
به نظر شما امام زمان چقدر دیگر ظهور خواهند کرد؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پخش زنده از
پخش زنده حرم
ذکر ایام هفته
ذکر روزهای هفته
امکانات جانبی

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

******************* *******************************